گره کور ظـــــــــــهور تو منم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم هر جمعه برای گناهانم خون گریه می کنی اما باز هم گناه می کنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم امدنت به دعای من است اما برای امدنت دعا نمی کنم
گره کور ظـــــــــــهورتو منم
که می دانم برای امدنت باید اماده شد اما برای نیامدنت گناه میکنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم فرج تو گشایش است برای ما اما برای این فرج قدمی برنداشته ام
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم نگاهم می کنی اما در مقابل نگاه مهربانت گناه می کنم و دلت را می شکنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم چقدر غریبی اما من حتی اراده ترک یک گناه را برای کم شدن غربتت ندارم
که می دانم هر جمعه برای گناهانم خون گریه می کنی اما باز هم گناه می کنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم امدنت به دعای من است اما برای امدنت دعا نمی کنم
گره کور ظـــــــــــهورتو منم
که می دانم برای امدنت باید اماده شد اما برای نیامدنت گناه میکنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم فرج تو گشایش است برای ما اما برای این فرج قدمی برنداشته ام
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم نگاهم می کنی اما در مقابل نگاه مهربانت گناه می کنم و دلت را می شکنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم چقدر غریبی اما من حتی اراده ترک یک گناه را برای کم شدن غربتت ندارم

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۹ ق.ظ توسط امیر
|